شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

406

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

گرشاسپ اوّل پسر فرّخزاد مذكور است ، و براى سال 622 فريبرز سوّم پسر گرشاسپ ، كه افريدون مذكور در ترجمهء سيره ( ص 193 ح ) پسر او مىشود ، براى سالهاى 641 تا 653 اخستان دوم پسر فريبرز ، بعد از او فرّخزاد دوّم پسر اخستان و آخر الأمر گرشاسپ دوّم ( يا گشتاسپ ) كه معاصر عهد هولاگو بوده است . مندرجات مجمع الآداب ( شمارهء 1592 ) با اين فهرست نمىسازد ، چه مىگويد علاء الدّين فرامرز بن گشتاسپ شروانى ملك شروان ( كه نسب ايشان به بهرام چوبين مىرسد و در بلاد شروان و شماخى از قديم سلطنت داشتند ) پدر اخستان شروانشاه بود كه او را هولاگو در 658 كشت . ص 185 بغدى ، در نفثة المصدور ( چاپ يزدگردى ص 85 ) ذكر غلام اين بغدى آمده است بنام بوقا . ص 188 پرگرى ، در نفثة المصدور مذكور ( 103 و 326 ) هم آمده است . ص 204 و 222 الغ خان ، در طبقات ناصرى ( چاپ حبيبى ص 364 و 371 ) از يك الغ خان ابى محمّد ياد شده است كه از بنو اعمام خوارزمشاهيان بود ، و سلطان محمّد خوارزمشاه بعد از آنكه عراق را گرفت و پسر خويش ركن الدّين غورسانچتى را بر تخت عراق نشانيد اين الغ خان را اتابك و نايب او فرمود و دختر ملك الغ خان را در حبالهء خود آورد و تمامت ملك غور و لشكرهاى جبال را به خدمت او بگذاشت . بعيد نيست كه اين دو الغ خان هر دو يك شخص باشند . ص 207 ح علاء الدّين تكش ، ابو نصر تكش بن [ ايل ارسلان بن ] أتسز بن محمّد ، قال المؤيّد صاحب كتاب « سيرة خوارزمشاه » كان علاء الدّين عادلا فى الرّعيّة حسن السّيرة له معرفة بالفقه على مذهب ابى حنيفة و كان قد استولى على خوارزم